یادداشتی به مناسب روز خبرنگار
سخن از خبرنگاران است؛ همانهایی که در تاریکیها به دنبال روشناییاند و در سکوت جامعه، فریاد مردم میشوند.


«یادداشتی به بهانه ۱۷ مرداد؛ روایت یک خبرنگار از زخمهای پنهان قلم»
به گزارش خبر نورآباد-مریم احمدی؛ در میان همهمه اخبار و تیترهای داغ، در دل خستگیها و بیخوابیهای مداوم، گروهی از فرهیختگان جامعه بیوقفه در تلاشاند؛ بیآنکه دیده شوند، بیآنکه دستمزدی در خور دریافت کنند. سخن از خبرنگاران است؛ همانهایی که در تاریکیها به دنبال روشناییاند و در سکوت جامعه، فریاد مردم میشوند.
خبرنگار، تنها یک “نقلکننده خبر” نیست؛ او وجدان بیدار جامعه، حلقه اتصال میان مردم و مسئولان، و راوی دردها و شادیهاست. اما چه تأسفبار است که این قشر شریف، تنها در تقویم رسمی کشور، آن هم در روز ۱۷ مرداد، دیده میشوند و بار دیگر در هیاهوی روزمرگی، به فراموشی سپرده میشوند.
در شهرستانهای ممسنی و رستم، خبرنگار بودن یعنی ایستادن در برابر انبوه مشکلات؛ بدون درآمد کافی، بدون بیمه، بدون حمایت، بدون حتی مکانی برای گفتوگو، تعامل و همفکری. خبرنگار بودن یعنی کار شبانهروزی، با حداقل امکانات، اما با حداکثر مسئولیت.
بیپناهی و بیحرمتی، دو واژه تلخیست که در این سالها بر جانمان نشست. گاه در مراسمات رسمی، گاه در نشستهای عمومی، تنها به دلیل ناآگاهی یا بیتوجهی برخی، شأن خبرنگار نادیده گرفته میشود. و این، زخمیست عمیقتر از نبودن حقوق و سرپناه.
من، مریم احمد، از سال ۱۳۸۴ تا امروز، بیش از بیست سال است که با افتخار در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در شهرستان ممسنی خدمت میکنم. طی این دو دهه، نه کمکهزینهای دریافت کردهام، نه حمایت حداقلی از ادارات، نه حتی برگهای ساده به رسم قدردانی. تنها سرمایهام، عشق به این خاک و تعهدم به رسالت خبرنگاری بوده است.
هر ساله در ۱۷ مرداد، از مسئولان محترم میخواهیم که به وعدهها جامهی عمل بپوشانند. اما هنوز قدمی برای حل مشکلات برداشته نشده است. این در حالیست که با همراهی نمایندهی محترم، فرمانداران دو شهرستان، و همکاری اداره کل ارشاد و استانداری فارس، میتوان گامی مؤثر در رفع دغدغههای این قشر برداشت.
سخنم را با دردی از دل و آرزویی در دل ختم میکنم:
اگرچه سخت و زیانآور است شغل حقیر
دوای خستگیام، همین دیار است و مردمش
باشد که صدایمان به گوش دلهای بیدار برسد، و قلمهایی که امروز از درد مینویسند، فردا روایتگر امید و عزت باشند.