حضور شرافتمندانه اما ناکافی نصیبی، همتی و مدیرکل منابع طبیعی
اگر فرماندار، نماینده و مدیرکل منابع طبیعی و … در حوزه مدیریت بحران مطالعه کافی داشتند، متوجه میشدند که کار آنها خاموش کردن آتش با یک شاخه خشک نیست، بلکه وظیفه اصلی آنها، مدیریت و برنامهریزی مناسب قبل از وقوع بحران برای پیشگیری و کاهش تکرار بحران، تامین تجهیزات، پشتیبانی و افزایش توانمندی عمومی در زمان مقابله و ایجاد سیستم بازنگری بحران در راستای اصلاح نقاط ضعف و تثبیت نقاط قوت عملکردی می باشد.

به گزارش خبر نورآباد _ شهریار گودرزی؛ در چند روز اخیر، ممسنی و رستم همچون گذشته متحمل درد شدید حاصل از آتشسوزیهای تکراری بود، بحرانی که هرساله رخ میدهد و تن این جغرافیا را سیاه میکند و ریشه در اقدامات عمدی، سهوی و عوامل طبیعی دارد.
مقابله با آتشسوزی جنگلها، همیشه مُهر تاییدی بر طبیعت دوستی و شرافت اجتماعی مردمان ممسنی و رستم میزند، چراکه با کمترین امکانات و با تحمل رنج و مشقت فراوان با آتشها مقابله کرده و از درختان، زیست جانوری و هویت زاگرس محافظت کردهاند.
در علم مدیریت بحران، از یک حادثه به عنوان فرصتی برای یادگیری و افزایش آمادگی برای پیشگیری و مقابله با بحرانهای مشابه در آینده یاد میشود، اما متاسفانه در سالهای اخیر، شاهد عدم توجه کافی به بحران آتشسوزیها در ممسنی و رستم بودهایم و نه تنها درسی از تکرار آن بحرانها نگرفته و تمرینات و برنامه ریزیهای مناسبی را برای کاهش بحران و مقابله با آن نداشتهایم، بلکه هر ساله غافلگیر شده و با دستپاچگی کامل، مات و مبهوت به جگرسوز شدن زاگرس نگاه میکنیم.
در جریان آتشسوزی اخیر که تقریباً تمام ضعفهای مدیریت مقابله با بحران آتشسوزی در ممسنی و رستم را نمایان کرده است، عکسهایی از حضور همتی فرماندار ممسنی، نصیبی نماینده مردم، مدیرکل منابع طبیعی و دیگر مسئولان برای ارزیابی و مقابله با آتش در فضای مجازی منتشر شده است، که نشان از نیت خوب و شرافت اجتماعی آنها داشته و با واکنشهای مثبت و منفی نیز همراه شده است.
ضمن احترام به اقدام ارزنده افراد ذکر مسئولان، باید یادآور شویم حضور مسئولان در دل آتش شاید در ابتدا، زیبا و عامپسند به نظر برسد، اما وقتی این حضور ریشه در عملکرد ناقص آنها در خصوص مدیریت بحران دارد، این حضور نابجا، ناکافی و ناپخته میباشد.
بدون تعارف اگر فرماندار، نماینده و مدیرکل منابع طبیعی و … در حوزه مدیریت بحران مطالعه کافی داشتند، متوجه میشدند که کار آنها خاموش کردن آتش با یک شاخه خشک نیست، بلکه وظیفه اصلی آنها، مدیریت و برنامهریزی مناسب قبل از وقوع بحران برای پیشگیری و کاهش تکرار بحران، تامین تجهیزات، پشتیبانی و افزایش توانمندی عمومی در زمان مقابله و ایجاد سیستم بازنگری بحران در راستای اصلاح نقاط ضعف و تثبیت نقاط قوت عملکردی می باشد. اگر پس از انجام وظایف اصلی خود، با حضور میدانی، بر پیاده سازی برنامهها نظارت داشته باشند ارزنده و تاثیرگذار خواهد بود. در غیر این صورت حضور آنها نه تنها سودی ندارد، بلکه دست و پاگیر هم خواهند بود.
در واقع مسئولان با انجام وظایف خود قبل از رخ دادن بحرانها، میتوانند نقشی به مراتب بزرگتر از حضور فیزیکی خود ایفا کنند.
امیدواریم امید نصیبی که با یک شاخه خشک و نیتی سبز به جنگ آتش رفته است، به این درک عمیق رسیده باشد که انجام اینگونه اقدامات بدون تجهیزات و پشتیبانی برای مردم چقدر دشوار و بعضاً ناممکن است و باور کند که به پیر به پیغمبر کار او و فرماندار نیست، نماینده باید به همین بهانه پاشنه درب وزارتخانهها و استانداری را از جا بکند و برای تامین اعتبار و تجهیزات بجنگد، دیگر مسئولان باید بصورت خودکار وظایف خود را جهت پشتیبانی و کمک رسانی حفظ باشند، فرماندار به دنبال تامین آب و غذای افراد و ساماندهی تجهیزات موجود و ایجاد پایگاه اقلام اضطراری و … باشد، نه اینکه برای حضور یک مدیرکل وقت بگذارد، چراکه مدیرکل باید قبل از بحران ادای دین می کرد، نه اینکه وسط بحران کلی مسئول و خودرو را که می توانند موثر بر مقابله با بحران باشند معطل خود کند.
آقایان وقتی برنامه ریزی و اقدامات مدیریتی وجود ندارد، زیرساخت و تجهیزات مناسبی نداریم، انگیزه عمومی را از بین بردهایم، آموزش نداده و مانوری انجام نشده، حمایت جدی از گروههای مردم وجود ندارد، دقیقا با حضور خود چه چیزی را می خواهید ثابت کنید؟ به جز عجز و ناتوانی؟
درست است که امید نصیبی، حسن همتی و دیگر مدیران فعلی باری را بر دوش می کشند که بافته مسئولان قبلی هست ( البته نصیبی و برخی از مدیران فعلی، همان مسئولان قبلی هستند که تاثیرگذار بر وضعیت فعلی ممسنی و رستم می باشند ) ولی باید همه مسئولان بدانند که دو سال دیگر نیز این بزرگواران، در زبان مسئولان جدید و افکار عمومی مردم، به جمع مسئولان کم کار و ناتوان گذشته خواهند پیوست، پس اینکه همیشه قبلیها را مقصر بدانیم، عذر بدتر از گناه بوده و باید با ریشهیابی درست و دوری از سیاستزدگی جلوی ادامه مسیرهای اشتباه را بگیریم.
همچنین به یاد داشته باشید که عدم حضور شما در جای خودتان متاسفانه برای شهرستان هزینه دارد و هوشیار باشید که بحران فقط آتش نیست.
بیمارستان، جادههای شهری، تاریکی معابر، شهرک صنعتی خفته، گردشگری ناقص، باغات بدون جاده، روستاهای فاقد امکانات، آنتن دهی ضعیف، جوانان بیکار و هزاران بحران دیگر نیز داریم که باید پیگیری شوند، لذا شما باید با مدیریت و اتخاذ تدابیر صحیح، الان شاهد عملکرد مناسب مجموعه و ادارات تحت فرمان خود بودید نه اینکه دوان دوان به دنبال آتش باشید. پس لطفاً به دفاتر خود برگردید و برای آتش سوزی بعدی آماده شوید، اگر در آتشسوزی بعدی هم با چوب خشک آمدید، پس شما توان انجام کار را نداشته و حق ادعای خدمت هم ندارید.
حال که ماهیت بحران، احتمال رخ دادن و شدت پیامد آن مشخص است، پیشنهاد میگردد، مسئولان مربوطه در حوزه مدیریتی، امنیتی و قضایی ممسنی و رستم بخصوص اعضای ستاد مدیریت بحران در راستای بررسی موارد گذشته، درسآموزی از حوادث و بهبود عملکرد سیستم واکنش در شرایط اضطراری برای آینده، موارد زیر را مد نظر قرار دهند.
۱- کجاها اشتباه رفتهایم؟ برای اصلاح آن چه اقداماتی باید انجام داد؟
۲- چرا در تامین تجهیزات فقیر ماندهایم؟ نگاه خیران به این حوزه چیست؟
۳- وظیفه نهادها و ادارات برای مقابله با بحران چیست؟
۴- شرح وظیفه دهیاریها، شوراها و ستادهای روستایی در زمان بحران چیست؟
۵- آیا گروههای مردم نهاد تقویت شدهاند؟
۶- نخبگان حوزه مدیریت بحران کجای کار قرار دارند؟ ۷- پایگاههای پشتیبانی چگونه ایجاد و مدیریت شوند؟
۸- مشکلات زیرساختی کدامند و چه اقدامات جدیدی نیاز است؟
۹- برنامه ترغیب مشارکت عمومی و آموزش همگانی چیست؟
۱۰- وضعیت شبکههای ارتباطی چگونه است؟
۱۱- برنامه ریزیهای کوتاه مدت، میانمدت و بلندمدت ستاد بحران چیست؟
۱۲- تقسیم مناطق جغرافیایی انجام شده است؟
