مرخص مثل جنگل های زاگرس

به قلم فرزاد نظری
واگویی قصه ی اندوهناک و حزین آتش سوزی های مراتع و جنگلهای بلوط زاگرس سخت و جانکاه است. از خاکستر شدن شاخه های نورسته و خرام، خاموشی و فروپاشی هیمنه صدای وزش عبور باد از میان درختان بلوط، سوختن آشیان مرغان رنگارنگ کوه و دمن و ضجه های سوزناک سلاطین آسمان کوههای زاگرس. همه تلاش های باد و خورشید و ابر و فلک در مسیر احیاء اکوسیستم جنگلی با شعله های آتش به یکباره نیست میشود و طبیعت می ماند و تلاش برای احیاء مجدد خویش. زاویه دیگر موضوع هم حال بهتری ندارد و وضعیت کسانی که دل در گرو نگهداری و حفاظت از طبیعت و منابع آن را دارند به واسطه روشن نبودن مسیر کار، سخت و دشوار است.
دلایل گسترش و تکرار آتش سوزی های جنگل و مراتع زاگرس را میتوان در فرصتی دیگر لیست کرد اما موضوع رها شدن سطح وسیعی از سرزمین باید در چنین حوادثی که اکثرا به بحران چند روزه تبدیل می شوند واضح است و حتی در سطح مهم و جدی طرح و پرداخت نشده است. چون با دسته بندی نشدن منشاء چنین بحران هایی ، زمینه برای حل موضوع مهیا نخواهد شد.

چرا آتش سوزی ها را بحران بنامیم؟
با توجه به وضعیت، امکانات موجود در خصوص حفاظت و یا مقابله با خطرات مرتبط و نیز به واسطه جایگاه و اهمیت حفاظت از منابع طبیعی که اساس توسعه پایدار است، کمتر اثر و ردی از برنامه یا الگوی جدی برای امور حفاظتی و حمایتی از جنگل ها و مراتع مطرح شده است و با این شرایط نمی توان انتظار داشت دستگاههای دولتی موجود بتوانند در مواجهه با پدیده آتش سوزی در فصل گرم سال با وجود وسعت جشمگیر جنگلها و مراتع در ممسنی و رستم، توانایی فایق شدن بر این بحران طبیعی را داشته باشند. بنابراین در چنین وضعیت و رویه ای، آتش سوزی ها به بحران از نوع طبیعی تبدیل می شوند.
تا چه میزان در بحرانهای طبیعی، مدیریت بحرانها و «مدیریت خطر» در کنترل انجام می شود؟
قطع به یقین اثرگذاری نیروهای مردمی و داوطلب در مواجهه با آتش سوزی های جنگل و با وجود کمبود آشکار امکانات و تجهیزات، کاملا روشن است و نقش نیروهای داوطلب و انگیزه های افراد در حفظ و مراقبت از منابع طبیعی جای تقذیر دارد. اما گام مهمی از «مدیریت بحران» در شهرستانهای ممسنی و رستم که همواره شاهد بروز چنین وقایعی بوده اند، نیاز به طراحی تقویم حوادث با پیش بینی ها و پیش نگری های لازم قبل از بروز اتفاق است تا در زمان رخ دادن آتش سوزی ها، فرآیندهای مقابله و مداخله انجام شود. اما به عنوان یک درخواست از فرمانداران آیا آمارها و داده های مربوط به مناطق مستعد آتش سوزی از نظر ابعاد گوناگون مانند دلایل ، عوامل، توپوگرافی، شرایط جاده ای جهت امداد رسانی، میزان تجهیزات و امکانات و نیروهایی مردمی و بومی، جهت تحلیل تهیه و تدوین شده است؟

نماینده محترم شهرستانهای ممسنی و رستم!
وجود یک الگوی مناسب برای مدیریت بحران هایی طبیعی در جنگل ها چقدر می تواند موثر باشد؟
طبقه بندی و جمع آوری اطلاعات و همچنین دسته بندی آیتم های مربوط به مدیریت چنین بحرانی می تواند در محورهای داشته ها و نداشته ها و ضعف ها باشد. در آتش سوزی هایی که بالای نود درصد آن سهم عامل انسانی است، شرایط متفاوت تر از بحرانهایی چون سیل و زلزله است. اگر کمبود بودجه و منابع مالی، کمبود نیروی انسانی آموزش دیده و ماهر ، مشارکت نکردن عموم مردم در مقابله با آتش سوزی از جمله ضعف های این بحران است، امکان اشتغال زایی و نیز ترغیب مردم برای مواجهه با آتش سوزی ها یک فرصت است. جالب است فرصت هایی مانند حضور نیروهای انسانی مستقر در جنگلها و نیز توان مدیریتی دهیاری ها یک فرصت است که می تواند در الگوسازی موثر باشد.
