نماینده باید مشق خود را می نوشت/نگاه محمد محمودی نورآبادی به مراسم تشییع قاضی شهید در ممسنی
شما مسؤلین مداحی نکنید و مصلحت اندیشی را هم کنار بگذارید. وظیفه نماینده، فرماندار و استاندار و وزیر و… چیز دیگریست.

- بسم الله الرحمن الرحیم
مراسم تشییع شهید عدالت و حرف هایی که باید گفته میشد و نشد.نماینده محترم باید مشق خودش را می نوشت.اشکهای امثال بهار، با جوهر مصلحت پاک نمی شود.
✍️ محمد محمودی نورآبادی
مردم فهیم و دردمند دیارمان، احسان را آنگونه که شایسته ی او بود، بدرقه کردند. تابوتش را با غمی سنگین و در نهایت حزن و اندوه و البته با شکوه و وقار و اقتدار، به همراه پرچم وطن، بر فراز دست ها بالا بردند. پرچم را به اهتزار در آوردند و احسان آن امانت الهی را پر زخم و درد به صاحبش سپردند.
مجری رجز های داغ خواند و مداح، مداحی کرد. سخنرانان، سخنرانی کردند. هرکس البته باید در حد و اندازه و جایگاه خودش صحبت می کرد. مدیر کل محترم دادگستری و حاج بهنام باقری( قاضی خوش سابقه و عموی محترم شهید،) هر دو به نوعی صاحب عزا بودند و هم به خاطر جایگاه شغلی، باید آن گونه سخن می گفتند.
این بین اما از نماینده محترم شهرستان های ممسنی و رستم، انتظار می رفت که او هم متناسب با شٱن و جایگاه حرفه ای خودش سخن می راند. خیل مردم و مخاطبینی که ایستاده گوش می کردند، انتظار داشتند که نماینده مطالبه گری می کرد و نه مداحی. مطالبه از دولت و مجلس و قوه ی قضائیه در راستای صیانت از شٱن و امنیت شغلی کسانی که افسران مبارزه با فساد و جرم و جنایت و ناامنی هستند اما یک مرتبه چنین ساده و راحت در دسترس و هدف کین مجرمان قرار می گیرند و رسانه های دشمن از همین وقایع، خوراک تبلیغاتی تهیه می کنند.
کاش آقای دکتر نصیبی وزیر دادگستری را مخاطب قرار می داد و می گفت که چرا باید شخصیتی چون احسان باقری، با آن علم و سابقه ی روشن مبارزه با جانیان و جنایتکارن و مفسدان، این چنین در کوچه ای پرت به مسلخ می رفت و این درد بر دل جامعه ی قضات و مردم و خانواده ی محترمش می نشست؟
و می پرسید: هزینه های مادی صیانت از جان این عزیزان، در مقایسه با هزینه های مادی و معنوی فقدانشان به چه عدد و رقمی می رسد؟
نظام و خانواده ها چقدر باید وقت بگذارند و هزینه کنند تا جای خالی این عزیزان پر شود؟
می پرسید: دستگاه هایی که قادرند ریگی و شارمهد و زم و امثالم را آنچنان به دام قانون بیندازند، چرا باید خود به این راحتی در دسترس کینه جویان قرار بگیرند و به قربانگاه بروند؟
این نگفتن ها اگر از سر مصلحت سنجی باشد، درددناک تر است. مصلحت، همان تازیانه ی شومی که گاهی به قول دکتر شریعتی، بر گرده ی اسلام می نشیند.
غم انگیز است اگر دوست و دشمن به این باور برسند که نظام و دستگاه های مسئول در راستای صیانت از جان و امنیت افسران و سربازان هسته ای، قضایی، فرهنگی، نطامی و انتظامی خود ناتوان شده است.
این وظیفه ی نمایندگان ملت است که مسؤلین امر را به چالش بکشند و این حق و حقوق ها مطالبه و احقاق کنند. بحث دستگیری و مجازات مجرمین و آمران و عاملان، یک بعد کار است که ان شاءالله انجام خواهد شد. اما این کوچه و مسیر تروری که متاسفانه در سال های اخیر دوباره همچون دهه شصت باب شده، باید خیلی زود برای طرف مقابل به بنبست برسد. در آن دهه، به خاطر نوپایی انقلاب و نهادهای مرتبط با بحث امنیت، مردم می پذیرفتند ولی آیا اکنون و با این همه تجربه و ابزارهای در اختیار، باز هم می شود آنها را قانع کرد؟
پس لطفا شما مسؤلین مداحی نکنید و مصلحت اندیشی را هم کنار بگذارید. وظیفه نماینده، فرماندار و استاندار و وزیر و… چیز دیگریست. امر مهم و تخصصی تبلیغات و شخصیت پردازی و کار هنری و رسانه ای را به اصحاب قلم و هنر و رسانه بسپارید و البته دیدید که این قبیله ی مظلوم، در معرفی جنبه های شخصیتی احسان عزیز، تا همین حالا هم چه خوش درخشیده اند.
شما مسئولین هم تکلیف و مشق خود بنویسید. یادمان باشد که اشک های امثال «بهار» را نمی شود با جوهر مصلحت شست. نباید گذاشت بهار ها و آرتین های دیگری هم یتیم شوند. اگر ترک فعل کنیم، به سهم در این خون ها و اشک ها شریک خواهیم بود و مجازات خواهیم شد.
آقای نماینده، بسیار ممنون خواهیم شد اگر اقلا همین درد دل ها و همین کلمات برخاسته از آه و درد را به سمع و نظر مجلس و روئسای محترم قوا برسانید.
درک کنید حال ما را که این همه سال در خلوت و عیان گریسته ایم.
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم/احساس سوختن به تماشا نمی شود
والعاقبه للمتقین
شیراز /خرداد ۱۴٠۴

